|
|
تمام من
تو کوچه های بی چراغ شب تا سحر سوت می زنم
پنجره ها که وا می شن قایم می شم تو پیرهنم
می گذرم از چشمکای چراغ چهار راه سکوت
از توی صندوقای پست صدای گریه می شنوم
اتاقک این تلفن ، یه جا واسه قایم شدن
دگمه هاش رو فشار می دم ، ای تلفن زنگی بزن !
این تلفن زنگ نداره ، خطای اون یک طرفه س
درس مثه قصه ی ما ، ناز تو و دل دل من
من یه کبوتر دم تیغ ، تو آخرین جرعه ی آب
من نمی خوام عکسی باشم اسیر چارچوب یه قاب
یکی بیاد حنجره ش رو وکنه رو به شعر من
یکی بیاد از صورت ترانه برداره نقاب
نبض آواز رو گرفتم اما این تمام من نیست
دارم از خودم می ترسم این ترانه رام من نیست
دستم رو بگیر تو دستت نذار از نفس بیفتم
به خدا نگهدار جواب سلام من نیست ■
|