|
|
لغت نامه
تو لغت نامه نوشتن که سیاه یعنی سیاهی
که سفید یعنی درستی ، سادگی یعنی تباهم
تو لغت نامه نوشتن ، که کلک یعنی قایق
یا گرسنگی مساویس با فراموشی عاشق
ما کلک خوردیم و دیدیم که کلک همون فریبه
از همینه که حقیقت توی گوش ما غریبه
حقیقت تنها یه حرف تو لغتنامه ی باریک
که دیگه رنگی نداره توی اون کتاب تاریک
ما رو گول زدن ترانه ! واژه هاشون الکی بود
معنی شادی و لبخند ، گریه ی یواشکی بود
مث رعد و برق که اول ، برق بعد از او صدا بود
ما ولی گوش نمی کردیم ، رعد و برق تو گوش ما بود
تو لغت نامه نوشتن که سگ و گربه رفیقن
ننوشتن چن تا آدم از یه سقفم بی نصیبن
تو لغت نامه نوشتن ستاره یه سنگ سرده
این لغت نامه رو افسوس چشمای ما دوره کرده
چاره ی ما یه کتابه ، یه لغت نامه ی تازه
می رسیم به حرف آخر ،نگو این جاده درازه
تو لغت نامه ی تازه پر واژه های بکره
هر یه واژه اش یه تلنگر واسه بیداری فکره
ما رو گول زدن ترانه ! واژه هاشون الکی بود
معنی شادی و لبخند ، گریه ی یواشکی بود
مث رعد و برق که اول ، برق و بعد از اون صدا بود
ما ولی گوش نمی کردیم ،رعد و برق تو گوش ما بود ■
|