آوای آزاد »  شاعران » یدالله رویایی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

25

تمام فاجعه از چشم می رود
 و چشم
میان نام تو
 تالار برگ
فضای فاجعه است
 فضا فضا هایش را بارید
 و برگ ها که فضا ها را تقسیم می کردند
سقوط کردند
 و در تمام طول عصب هایم
 فقط صدای گنگی از آن برگ باستانی
 پیچید
 میان نام تو بوی گیاهی صدف تو
 به آبیاری ککتوس
 حساس شد
 و پوستم
 سریع شد
و پوستم
 از آب های شکسته سریع شد
 در ارتباط های میان توان و تن
 پرنده ای مترکم می شد
 در ارتباط بلند خطاب های دو تن از میان پستی روح
 پرنده ای که با من می رفت
 تمام فریادش در چشمش بود
 و چشم ، آه
 تمام فاجعه از چشم می رود
ای ناتمام
 وقتی برای بافتن وقت نیست
 وقتی برای دانستن خوردن
 وقتی برای خوردن دانستن

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009