آوای آزاد »  شاعران » سوزان یگانه »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

گریز

سایه ی اندوه
روی دیوارهای شب
تو هنوز میگریزی و من
باز هم در تاب و تب
بس که دنبال تو گشتم
کفشهایم پاره شد
جان من اخر رسید و
باز پیدایت نشد
ای نسیم در گریز بی وطن
ای که بردی جان من با خویشتن
هر کجا خواهی برو کین بی رمق
در پی ات می اید او با جان و تن
پیش خود پنداشتی جا مانده ام؟
خسته و درگیر و رسوا مانده ام؟
از چه میترسانیم ای تند پا
هر کجا رفتی میایم هر کجا
جان من از ان تو بستان ز من
مر نبردی پیش تر ایمان من؟
جای من در استانه پای توست
هر کجا خواهی برم
من مال توست
من ملالم نیست
از جا ماندنم
این خیال از سر بدر کن
بهر رنجانیدنم 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009