آوای آزاد »  شاعران » سبحان معظمی گودرزی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ورق پاره های کلاس

حسیکم:
هنوزیادت هست
هنوز زنده ای
هنوز می گریم
هنوزیادم هست
حس دوم:
چه شده است مرا
که در هر لرزش و سستی
که در هر راه بن بستی
ز خود بی خود شوم بی خود
در این میخانه مستی
حس سوم:
در سکوت درودیوار کلاس
در هیاهوی فراموش زمین
نفس دست مرا می شنوی؟
قفس تنگ فراروی مرا می شکنی؟
همه درهای افق باز
همه دنیا آواز
من چرا نتوانم
که ز تنهایی این قلب سراسر امید
سردهم نغمه ساز دمساز
رهسپارم به ره دیر آغاز...
که افق سخت گرفت
که هنوزم ره دیرین بسته است
حس چهارم:
شاید دردی دیگر
شاید وقتی دیگر...
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009