آوای آزاد »  شاعران » سبحان معظمی گودرزی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

.همه را می دانم

قلمم مي لغزد
و دلم مي سوزد
بهر آن كاغذ بي خط و خطا
كه بكارت را مي سپارد به فنا

كلمه در قفس است
مرغ دل بي نفس است
همه در ها بسته است
خاطره ها خاموش
همه پا ها خسته است
همه را مي دانم

گر شكايت بنمايي از جور،
گر حكايت گري از گردش و دور،
گر كلامي برهاني از بند
به خدايت سوگند
همه را مي دانم
و سكوتت را هم
خط به خط مي خوانم

من دلم مي سوزد
بهر اين كاغذ بي خط و خطا
كه بكارت را هم به قلم مي بازد
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009