سیاوش کسرائی


روایتی دیگر

دارم رویاتی کهن از خسته خاطری
شوریده شاعری
 کاندر جدالها که گاه در افتد میان خلق
تا شعلههای فتنه نخیزد
 تا خون بی حساب نریزد
تجویز می کنند به امید عافیت
ذبح کبوتری
اینک
 من آن کبوترم
ایتیغ تشنگان
خونم حلالتان که بریزد و بس شود
کشتار بی امان

 

 

بالای صفحه | زندگی نامه