آوای آزاد »  شاعران » محمد جاوید »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

گذر زمان

غروب است و هجوم وحشی اوهام
نشسته کنج تنهایی
به دور از های و هوی و
ساکت و آرام
نگاهم مانده بر شمُاطه ی ساعت
چو پتکی می خورد برجسم و جان ِمن
گذشت عمر را با ضربه های تیک تک اش
خوب می بینم
به هر تیک اش دمی
از عمرمن تفریق می گردد
به هر تک اش چو گامی
از گذشته دور می گردم
گذشت عمرمن مجموع
رفت و آمد شماطه ی ساعت
گذر از لحظه ی ماضی
عبور از حال وِ مستقبَل
چو رودی جاری و ساری
چو بادی تند و بنیان کن
شروع روزی از عمرم
طلوع مهر*‹‹ جاوید›› است
و پایانش غروب شمس تابنده
دوباره روز دیگر ، روزی ِ دیگر

*مهر=خورشید
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009