آوای آزاد »  شاعران » مریم حیدرزاده »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

بیا ، باشه

می خوام یکی رو بکشم ، چشاش مث شما باشه
نقاش چشم شما ، فقط باید خدا باشه
 من می دونم نمی دونید چقدر شما رو دوس دارم
 کم کمش فکر می کنم قد ستاره ها باشه
من شنیدم می خواین از عشقتون دس بکشم
واسه یه عاشق می تونه این بدترین بلا باشه
من می دونم اونکه می خواین باید چیا داشته باشه
 چشاش باید سبز و موهاش رنگ خود طلا باشه
 اما می خوام واسه یه بار جای شما نظر بدم
 کاش به جای اینا یه کم عاشق و مبتلا باشه
 من همیشه تو رؤیاهام سوالی از شما دارم
 چرا می خواین دسای من از دساتون جدا باشه ؟
 راستش می ترسم ولیکن ، شما کسی رو دوس دارین ؟
الهی که تصورم واسه آره ، خطا باشه
 الهی که یه روز بگید دوسم دارید حتی یه کم
 تنها تقاضام از خدا ،‌شاید همین دعا باشه
انقد دلم می خواد یه بار بهم بگید کجا بودی ؟
 بگم که جز پیش شما دل می تونه کجا باشه
 آخر یه شب جواب دادید به نامه های بارونیم
 مثل شما فقط می شه تو شهر قصه ها باشه
 شاهزاده ی رویاهای نقره ای و خیس شبام
شما سفیدید ، همه ی دنیا باید سیا باشه
 کوه بلند بیستون ،‌ با هفت تا طاق آسمون
 باید پیش چشم شما بشکنه ، خم شه ، تا باشه
صدای نازتون داره ، قلب منو می لرزونه
مگه می شه این لرزیدن فقط مال صدا باشه ؟
 یه جور تو قلبم اومدید که راه برگشت ندارید
 فکر می کنم این اومدن فقط کار خدا باشه
 یه عصر پاییز بذارید سر بذارم رو شونتون
 بذاید این دیوونتون مثل پرنده ها باشه
 دیگه گذشته از جنون ، رد شدم از دیوونگی
 یقین دارم که جام باید توی بیابونا باشه
 پشت در قلب شما ،‌ نشستم و در می زنم
 خدا کنه واسه من ، دیوونه اونجا باشه
 به چشمای دریاییتون ، یه کم دقیق نگا کنید
 شاید یه ماهی اونجاها تو عالم شنا باشه
 نگاتون آخر منو کشت به هر کی که دیدید بگید
 بذارید اسمم لااقل جز دیوونه ها باشه
 دیوونه ای که واستون عمرشو ، جونشو گذاشت
 تا که یه بار بهش بگید من می خوامت بیا باشه

  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009