آوای آزاد »  شاعران » مریم حیدرزاده »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

واسه کسی که نمی یاد ؟

به چشمای خودت قسم
 دیگه بهت نمی رسم
وصال تو خیالیه
 وای که دلم چه حالیه
 بازیای عروسکی
 آخ که چه حیف شد کودکی
 یه کم برس باز به خودت
می خوام بیام تولدت
اونوقتا اینجوری نبود
راهت به این دوری نبود
حالا که عاشقت شدم
نیستی دیگه مال خودم
پاییز چه فصل زردیه
عاشقیم چه دردیه
گم شده باز بادبادکم
تو نمی یای به کمکم ؟
می خوام دستاتو بگیرم
 تو بمونی من بمیرم
عاشقی ام نوبتیه
 آخ که چه بد عادتیه
من نگرانم واسه تو
قبله ی دیگران نشو
اشکم به این زلالیه
دل تو از من خالیه
تو مه عشق تو گمم
هلاک یه تبسم
تو شدی مال دیگری
چه جور دلت اومد بری
قفلا که بی کلید شدن
 چشا به در سفید شدن
 چه امتحان خوبیه
 دوریت عجب غروبیه
بارون شدیده نازنین
از تو بعیده نازنین
خاطره رو جا نذاری
باز من و تنها نذاری
اونوقتا مهمونت بودم
 دنیا رو مدیونت بودم
اونقتا مجنونم بودی
 کلی پریشونم بودی
قصه حالا عوض شده
 صحبت یه تولده
قلبت رو دادی به کسی
یه کم واسم دلواپسی
 می ترسی که من بشکنم
 پشت سرت حرف بزنم
من منی که بوسیدمت
تو اون غروب که دیدمت
تو واسه من ناز می کنی
ناز می کشم باز می کنی ؟
این رسمشه نیلوفرم
من که ازت نمی گذرم
ستارمون یادت می یاد
دلواپسم خیلی زیاد
فقط تماشا می کنی
 بعد عشق و حاشا می کنی
 می گی گذشت گذشته ها
چه راحتن فرشته ها
 سر به سرم که نذاری
 بگو یه کم دوسم داری ؟
نمی مونی من می مونم
 میری یه روزی می دونم
اولا مهربونترن
 اونایی که همسفرن
 اشک منم که جاریه
نگه دار یادگاریه
می سپرمت دست خدا
یه کم دوستم داشتی بیا


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009