آوای آزاد »  شاعران » حسین منزوی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 غزل 63

خاطراتت ز آنسوی آفاق ، آوازم دهند
 تا در آبی های دور از دست پروازم دهند
 رفته ام زین پیش و خواهم رفت زین پس بازهم
 با صدای عشق از هر سو که آوازم دهند
آنچه را با چشم گفتم با تو ، خواهم گفت نیز
 با زبان گر شرم و شک یارای ابرازم دهند
 شام آخر را نخواهم باخت همراهش اگر
 لذت صبح نخستین را دمی بازم دهند
 تا سرانجام است امید سر آغازم به جای
گر چه هم بیم سرانجام ، از سرآغازم دهند
 یک دریچه از نیازی مشترک خواهم گشود
 با تو وقتی مشترک دیواری از رازم دهند
 در قفس آزاد ،‌زیباتر که در آفاق اسیر
 گو در بازم بگیرند و پر بازم دهند


  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009