هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)


ناقوس

بانگ ناقئس در دلم برخاست
من سر آسیمه وار و خواب آلود
جستم از جا
چه بود ؟ آه چه بود ؟
 روز شادی است ؟ یا نوای عزاست ؟
هیچ کس لب به پاسخم نگشود
باد جنبید وکشته شد فانوس
 شب گرانبار و تیره چون کابوس
بانگ ناقوس در دلم برخاست
 آه می پرسم از خود
این چه نواست ؟
از برای که می زند ناقوس ؟


 

 

بالای صفحه | زندگی نامه