آوای آزاد »  شاعران » حسام اولاد دمشقیه »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تا میستان

- جرعه جرعه تا میستان
در خلوت شبهای دراز
می نوشم از این جام شراب
می نوشم از این زهر و شرنگ
تا درد کبودی دل
آرام شود به یک بار

- جرعه جرعه تا میستان
تا وقت گشایش راز
می کنم ناله و فریاد
تا اشک شفقهایم
ریزند در این پیاله و جام

- جرعه جرعه تا میستان
تاول زده از راه دراز
پای کوبان، بر سر شعلۀ عشق
می زنم بر سر
می زنم بر در
نگویم سخنی کس را
نخواهم که زنند آبی

- جرعه جرعه تا میستان
گدازه ای از آتش عشق
می زنم بر دل
نکنم آهی، امّا
مرغکان می گریند
بلبلان می خوانند

- جرعه جرعه تا میستان
برگهای خروشان خزان
بغض شبهای پر از غم را
می شکنند...
 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009