آوای آزاد »  شاعران » فربود شکوهی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماه دل افروز

دیدیم سر زلف و رخش را که عیان است
اما چه بگوییم نه قابل به بیان است

تا چشم بیفتاد بدان ماه دل افروز
وین دیده بپرسید که او در چه مکان است؟

آوای خوشی گفت که من ظاهرم ، اما
از دیده خود پرس که او در چه گمان است!

بنشین به لب جوی و ببین آب روان را
چون گوی زمین چرخ زمان در دوران است

پیران جهان دیده بگفتند نصیحت
ای دوست مخور غم که جهان در گذران است

این حیله گر دهر عجب طرفه عروسیست
با این که کهنسال ولی تازه جوان است

با خواجه بگفتم که بفرما سخنی چند
از چرخش ایام که بر ما نه عیان است

برگفت به ما خواجه شیراز که جانا
" ننمود به ما جلوه که این راز نهان است"
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009