آوای آزاد »  شاعران » فربود شکوهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جلوه

  1. الا یا ایها الساقی بخوان افسانه بر دلها
  2. بدیدم یک نظر او را که شیدا مي‌کند ما را
  3. همه هست آرزویم که بگویم آشنا ر
  4. بر سر خوشان عشق درود و سلام م
  5. باز بهار آمده ،‌ خیز و خرامان بیا
  6. مرغ ثنا گوی حق در دل ما جا گرفت
  7. دیدیم سر زلف و رخش را که عیان است
  8. چشم خود گفتم ببندم تا ببینم روی دوست
  9. از پرده برون آمد یارم قدحی در دست
  10. ساقیا دیگر چه گویم چون مرا خمار نیست
  11. خوش بود زمانی که به دل یاد تو سر شد
  12. چشمی به ره نهادم و بر من گذر نکرد
  13. جانا تو مگو دل را کز عقل نپرهیزد
  14. مژده ای دوست که آن مونس جان مي‌آید
  15. هوای عشق تو از سر بدر نمي‌آید
  16. بازم از کلبه رندان خبری مي‌آید
  17. با ناز وعشوه اینک ، یارم ز در درآمد
  18. چه کنم ؟ زلف تو ای دوست پریشانم کرد
  19. سلامی جمله بر آن کس که رخساری مهین دارد
  20. مرا عهدیست با یاری که او شیرین دهن باشد
  21. بلبلی بر شاخساری نغمه شیرین مي‌کند
  22. امشب نگارم سرخوشان آهسته بر در مي‌زند
  23. سلامم را ببین کاخر ز دل پاسخ نمي‌آید
  24. آن نازنین که خاطر ما با صفا کند
  25. آه که خورشید عشق از سر کویت دمید
  26. عشقم اگر دهد ثمر ، دست زنم در آن کمر
  27. غنچه آسا تا به کی ما را گذاری بی خبر ؟
  28. مي‌بینمش به باغ که نسرین شکفت باز
  29. دوشم آمد در حریم ، آن حور سیمین تن به ناز
  30. به قاف معرفت آنگه رسی که همچون چنگ
  31. ای مهر خاوری تو برآ بر کنار دل
  32. شب وصال همین بس که در کنار توام
  33. ز کوی میکده افتان و دل شکسته روم
  34. خیز تا از خودی خویش رهایی طلبیم
  35. آیا شودم روزی با یار درآمیزم ؟
  36. هر شب به یاد دوست ره خراب مي‌زنم
  37. ناز  مي‌کن که به صد گونه نیاز آمده‌ایم
  38. با یاد خاطرت پی دیدار مي‌روم
  39. دیدار یار تازه کند نور دیده‌ام
  40. روزگاریست که درخانه خمار شدیم
  41. خدایا  باز مي‌خندد ، به من آخر نمي‌دانم
  42. بیا تا مهر انگیزیم و تخم کین براندازیم
  43. حیف از آن عمر که همراه تو من داشته‌ام
  44. چو جام می بدست ساقی سیمین بدم دیدم
  45. مهروش بر همه عالم چو نظر داشته‌ام
  46. بگذار تا به چشم خمار تو بنگریم
  47. وا اسفاها برفت ، مرغ سلیمان من
  48. چه شود که بار یابم به در سرای سلطان
  49. چه حکایت غریبی که غم نگار گفتن
  50. نگرید ای حریفان به دل شکسته من
  51. آن مه شوری که شهری شد پر از غوغای او
  52. خون شد دلم از ناله شبها و سحرگاه
  53. رخ ترسایی خود را بنما از پس پرده
  54. آید مرا ز کویت  شور و شر ترانه
  55. آمد بهار جانها دل می زند جوانه
  56. دوشینه به خواب اندر دیدیم به میخانه
  57. گشاده‌ایچو چشم خود ، ‌تو مرغ جان خبر کنی
  58. ز چه رو روم به گلشن که ندارم آشنایی
  59. اگرت حذر نباشد که نظر نگاه داری
  60. بازم خبر رسید که عزم وفا کنی
  61. خوش آن سپیده دم بامداد نوروزی
  62. دعایت مي‌کنم جانا نمي‌دانم تو مي‌دانی
  63. آمدی ، ای جان من ، اما چرا دیر آمدی
  64. ای که زنی به تار دل ،  زخمه عاشقانه‌ای
  65. ای یار من در خانه‌ای  یا آن که در میخانه‌ای

 

   
   
   

ارتباط مستقیم با شاعر : shokuhi@yahoo.com   http://jelveh.blogfa.com  

 

 

 

 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009