| [newstyle/top.htm] | |||
|
دستور زبان فارسی <
فهرست
قطعات ادبی < ورودی
> دستور زبان فارسی |
|||
تصریف و اشتقاقبنیاد فعل بر تصریف و اشتقاق است . از این رو نخست معنی این دو را روشن ساخته و سپس به شرح هر یک می پردازیم
1- تصریف تصریف در اصطلاح ، منصرف ساختن و گردانیدن ِ یک لفظ است به سوی صیغه های مختلف تا از آن ، معانی گوناگون متعلق به همان فعل، حاصل آید ، مانند : آمدن : آمد ، می آمد ، بیا و مانند این . تصریف بر دو گونه است : تصریف کوچک و تصریف بزرگ. تصریف کوچک صرف کردن و گردانیدن فعل است به مشتقات ِ شش گانه : ماضی ، مضارع ، امر ، اسم فاعل ، اسم مفعول و دعا . تصریف بزرگ صرف کردن زمان های سه گانه ی ماضی و حال و آینده است به اشخاص فعل از متکلم و مخاطلب و غایب و اِفراد و جمع ِ هر یک از این صیغه ها . و اینک فعل کوشیدن را ه هر دو تصریف بیان خواهیم کرد . مصدر : کوشیدن
اسم مصدر : کوشش مضارع : اسم فاعل : اسم مفعول : امر غایب و حاضر : دعا : نفی : نهی : نفی مؤکد : نهی مؤکد :
2- اشتقاق ریشه حقیقی آن است که هیچ گاه به تنهایی استعمال نمی شود ، جز آن که به صیغه فعلی درآید یا با چیز دیگر ترکیب شود و قاعده ی ترکیب ریشه ی فعل به قرار زیر است : ریشه ی فعل ِ " گرفتن " " گیر " است که : با مانند خود ترکیب شود معنی ِ حاصل
مصدر می دهد : گیراگیر ریشه ی غیر حقیقی آن است که بر خلاف ریشه ی حقیقی بتوان آن را به تنهایی استعمال کرد مثل بعضی اسامی و لغات که از آنها فعل میشتق گردیده است فرق دیگیر که میان این دو موجود است ، آن است که ریشه ی غیر حقیقی وقتی که به صیغه ی امر حاضر استعمال شود ، غالبا باید " ب " زینت یا تاکید بر سر آن داخل شود و بدون آن معنی امری از آن بر نمی آید : ترس ، شتاب ، شکیب ، جنگ ، خواب گاه از لغات تازی یا زبان دیگر نیز در وقت ِ
ضرورت فعل هایی مشتق می شود : فهمیدن ، بلعیدن ، تلگرفایدن
توضیح : در هر فعلی که بخواهند ریشه ی آن را به دست آورند ، " ب " تاکید را از اول فعل امر بر می دارند ، ریشه ی آن فعل به دست می آید .
مشتقات : و علاوه بر این مشتقات که کر شد ، چند اسم و صفت دیگر نیز از ریشه ی فعل مشتق می شود.
|
|||
|
|
|||
| [newstyle/but.htm] |