آوای آزاد »  شاعران » علی فتح اللهی »


 
 
 


 

 

   

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوشیزه‌ی گناه

صدای آب می‌آید
ابرهای پاره تا دو سوی آسمان
کنار می‌روند
بال‌های دوشیزگی پرنده‌ای معصوم
شکسته می‌شوند
و چشم‌های من از التهاب گناه
به درد می‌آیند
من از مهتاب می‌ترسم
و با این‌حال فردا صبح
غرور جاودانه‌ی خویش را
نثار بکارت یک عشق می‌کنم
 

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009