آوای آزاد »  شاعران » علی باباچاهی »


 
 
 


 

 

 

 

   

چاپ شود

علاقه مندیها

ارسال به ایمیل

ارسال به

ارسال به

ارسال به
 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن از

نوشتن از تو رپ رپ سم اسبی است بر پشت بامی که بر آن
 به جای باران / بمب منفجر می شود
 گرفتن مچ پای آهویی است که در سبقت گرفتن از چطور دویدن
در دهان سگ هاری / اگر نپرد / له می شود درست زیر چرخ های اتوبوس / یا
 و با نوشتن از تو / خب ! درست اگر بنویسم
فردا درست روی پوست خربزه
 ساعت که روی ساعت پنج صبح / درست
زنگ درست اگر بزند / خب ، درست !
تو فقط از سه چار شقه شدن
 من فقط از دست و پا زدن
 من / و تو از / فقط از / و خیابان که از وسط چند شیر گرسنه می گذرد
 بگذریم !
پنج سال از هر چطور که بگذریم / گذشت
 و ما در دهان شیر و روی دم مار
 بافتنی ها را بافتیم
پشت کول انداختیم
و روزهای از نو از نو آمده اند / از فقط که می آیند
 از نیمکتی که روی کول غول
 از سوراخ های چتری که به جای قطرات باران
 و عشق روی زمین در کمین ما چه قدر قوز می کند ؟
از سر بریده هم آنقدرهای چه قدر
 در مجلس عاشقان هم که نمی رقصم
 خمیازه ؟ / بکش / تا بکشم
کشیدن از طرف تو مرا در ته ساعتی می چسباند که عقربه هایش عنقریب
 از نیش زدن می افتند
 با دم اسب هم فرضا که روی زمین کشیده شوم از هر طرف
 دیدار تازه تا چند دقیقه ی قبل از نیامده ای
از وسط چند شیر گرسنه فقط از هر چه طور می گذرد
 بگذریم
با این همه این همهمه در نوشتن از تو هست که مرا
 هم قدری مست می کند / و هم کمی دیوانه
 خب ! تو بگو !
ما را که برد خانه ؟
 تو ؟
 یا سوسک سیاه کوچولو ؟
  

 

 بالای صفحه




 

در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.

  AVAyeAZAD.com © 2003-2009