آوای آزاد » شاعران » آژند اندازه گر »
هر بامداد، مرگ بر سر راهم نشسته است به صبحانه، میزی کوچک با نیمرو و عسل، اما بی لبخند. شاید اگر می دانست، شوم ترین رویداد هم از آغاز میلاد من بود، لبخندی چاشنی قهوه ی تلخش می کرد، پیش از آنکه برخیزد.
بالای صفحه
در صورت هر گونه استفاده از سایت ، نام و آدرس آوای آزاد را ذکر کنید.
AVAyeAZAD.com © 2003-2009